تبلیغات
دولت مهر
دولت مهر
تو که یک عمر سرودی «تو کجایی؟» تو کجایی؟

مثل هر بار برای تو نوشتم:

دل من خون شد ازین غم، تو كجایی؟
و ای كاش كه این جمعه بیایی!
دل من تاب ندارد،
"همه گویند به انگشت اشاره، مگر این عاشق دلسوخته ارباب ندارد؟ ... تو کجایی؟ تو کجایی..."»

و تو انگار به قلبم بنویسی:
كه چرا هیچ نگویند
مگر این رهبر دلسوز، طرفدار ندارد، كه غریب است؟

و عجیب است
كه پس از قرن و هزاره
هنوزم كه هنوز است
دو چشمش
به راه است
و مگر سیصد و اندی نفر از شیفتگانش
زیاد است
كه گویند
به اندازه یك « بدر » علمدار ندارد!
و گویند چرا این همه مشتاق، ولی او سپهش یار ندارد!
تو خودت! مدعی دوستی و مهر شدیدی
كه به هر شعر جدیدی،
ز هجران و غمم ناله سرایی، تو كجایی؟
تو كه یك عمر سرودی «تو كجایی؟» تو كجایی؟
باز گویی كه مگر كاستی ای بُد ز امامت،
ز هدایت،
ز محبت،
ز غمخوارگی و مهر و عطوفت ۲

تو پنداشته ای هیچ كسی دل نگران تو نبوده؟
چه كسی قلب تو را سوی خدای تو كشانده؟
چه كسی در پی هر غصه ی تو اشك چكانده؟
چه كسی دست تو را در پس هر رنج گرفته؟
چه كسی راه به روی تو گشوده؟

چه خطرها به دعایم ز كنار تو گذر كرد،
چه زمان ها كه تو غافل شدی و یار به قلب تو نظر كرد...

و تو با چشم و دل بسته فقط گفتی كجایی!؟
و ای كاش بیایی!

****
هر زمان خواهش دل با نظر یار یكی بود، تو بودی ...
هر زمان بود تفاوت، تو رفتی، تو نماندی.
خواهش نفس شده یار و خدایت،
و همین است كه تاثیر نبخشند به دعایت،
و به افاق نبردند صدایت،
و غریب است امامت.

من كه هستم،
تو كجایی؟
تو خودت! كاش بیایی.
به خودت كاش بیایی.


طبقه بندی: مقالات، وبلاگنویسان، پیامک،
برچسب ها: زندگی، اخبار - اجتماعی، اخبار - فرهنگی، برچسب ها: تو که یک عمر سرودی «تو کجایی؟» تو کجایی؟، تو کجایی، اماما، امام زمان، حضرت مهدی، جمعه، کی میایی، یار مهربان، امام، مدی، موعود، ظهور، انتظار، کجایی،
ارسال در تاریخ جمعه 16 بهمن 1388 توسط یک تنها
الهی! آب عنایت تو به سنگ رسید،سنگ بار گرفت،سنگ درخت رویانید،درخت میوه بار گرفت،چه درختی؟درختی که بارش همه شادی،مزه اش همه انس و بویش همه همه آزادی،درختی که ریشه اش در زمین وفا،شاخ آن برای رضا،میوه آن معرفت وصفا،حاصل آن دیدار و لقا.


الهی

ای جوانان غافل وای پیران جاهل دیوانه اید! که نمی بینید و به حال ما نمی نگرید که ما در خاک وخون خفته ایم ورخ در نقاب نهفته ایم. هر یک از ما دو هفته ایم که به هفته ای از یاد رفته ایم ما نیز بیش از شما در کامرانی بوده ایم و انبساط جهانی فانی نموده ایم.شیر دنیا مکیدیم و عاقبت شربت مرگ چشیدیم و از زندگانی دنیا وفا ندیدیم. تا خبر شدیم و خود را دیدیم وجان بر باد فنا دادیم وبرخاک عنا افتادیم.اینک رخساره به خاک آمیخته ودندان ما ریخته وزبان ما فرا بسته و دهان ما در هم شکسته،تمام اعضا زخم خورده ومرغ روح ما پریده وسبزه از خاک ما دمیده ، ما بر خاک تیره شما بر خاک ما خیره.
"انَ فی ذلک لعبره لاولی الباب والیه المرجو المآب"

عشق آتش سوزان است و بحر بیکران.همه جان است قصه بی پایان.عقل وادراک  دردی حیران است ودل دریافت وی ناتوان ، نهان کننده ی عیان است وعیان کننده ی روح روح است. وفتوح فتوح است.اگر خاموش باشد دلش چاک کند واز غیر خود پاک کند و اگر بخروشد وی را زیرورو کند وشهر را خبر کند. هم آتش است  هم آب . هم ظلمت است هم آفتاب . عشق درد است لیکن به درد آرد چنانکه علت حیات است و سبب ممات . هرچند مایه ی راحت است اما پیرایه ی افت است.

خواجه عبدالله انصاری





طبقه بندی: مقالات، وبلاگنویسان، پیامک،
ارسال در تاریخ جمعه 2 بهمن 1388 توسط یک تنها
نجوایی با حاج‌محمد‌ابراهیم همت...

حاج همت

روزگار آزگاری است، «الجزیره» جنون گرفته. با فتوشاپ قتل هابیل را انداخته گردن بسیجی‌ها و می‌گوید: «همت» را در «جزیره مجنون» لباس‌شخصی‌ها کشته‌اند. همت گرچه پیراهن سپاه به تن داشت ولی خودش لباس‌شخصی بود. بسیجی بود. ما بسیجی‌ها 300‌هزار شهید دادیم، بدون محاسبه عمار یاسر. نورعلی‌ شوشتری را هم حساب نکردیم اما شما تعداد شهدای‌تان با فتوشاپ هم به عدد 30 نمی‌رسد. من قبر‌های قطعه منافقین را شمرده‌ام. شهدای بسیج را با ماشین حساب باید تخمین زد و کشته‌های شما را با انگشتان دست...

اینجا ما با عده‌ای طرفیم که سر مزار ندا می‌خواهند فاتحه انقلاب را بخوانند. گذشت دوره وصیتنامه نوشتن. الان بازار بیانیه دادن و نامه فرستادن داغ است. و سران فتنه، عجبا که برادری‌شان را به ضدانقلاب ثابت کرده‌اند اما ارث‌شان را از انقلاب، از خون تو می‌خواهند. تو ساده بودی که می‌گفتی ما همیشه به انقلاب بدهکاریم. این صف را که می‌بینی، استثنائا با فتوشاپ درست نشده و صف طلبکاران از انقلاب است. به مهندس هم که ریاست‌جمهوری را بدهی، شیخ را به چه راضی کنی؟...

از نبرد رویارو جیم زده‌اند و به گزینه جیم SMS می‌دهند!! از مردان با حجاب بیش از این توقعی نیست. اعتراض را به وادی ابتذال کشانده‌اند. کم مانده بگویند هر کس در مستراح، 3 بار آه و 2 بار سیفون را بکشد، این طرفدار جنبش سبز است. ما به این بچه‌بازی‌ها فقط می‌خندیم! وقت ما به «ساعت گرینویچ» تنظیم نشده، مقدس است. این چند ساعتی که تا «ظهور» مانده، حیف که به بطالت بگذرد. «زمین ابتذال» جای مبارزه ما نیست. ما بزرگ‌تر از آنیم که شما را دشمن خود بدانیم. دشمن من در «تل‌آویو» است و می‌خواهد عرصه را بر «سید خراسانی» تنگ کند تا جلوی ظهور را بگیرد. دشمن من مسلح به کلاهک هسته‌ای است نه مجهز به  .SMS من کارهای مهم‌تری دارم، حتی مهم‌تر از دعوا با پسر همت. بصیرت من به من اجازه نمی‌دهد به گزینه الف SMS بدهم. رای من به گزینه ظهوراست. من اهل صدم نه نود. فردوسی‌پور به درد گزارش بازی منچستر با چلسی می‌خورد و اینکه آیا دختر خاله همسایه دیوار به دیوار فرگوسن، از سگش راضی شده یا نه. من در اوقات فراغتم گزارش محرمانه موساد را می‌خوانم که «لیبرمن» سوتی داد و یک جاهایش را لو داد. صهیونیسم می‌خواهد «مهدی» را برباید اما موسای ما به نیل افتاده و از دستان پست در امان است و هتاکین می‌خواهند از دریای آن 13 میلیون، ماهی اغتشاش بگیرند و با فتوشاپ، خود را دشمن ما جا بزنند. دشمن من در اتاق بیضی نشسته است، نه کسانی که در چت‌روم با دختران فراری، بازی می‌کنند. ره به جایی نخواهند برد گمرهان. من حریف خود را می‌شناسم...

در این روزگار آزگار، این ما هستیم و جنگ روزگار. روزگاری که سردار! با ما سر ناسازگاری دارد. من نه با پسر تو دعوا دارم نه با دختر باکری. من عاشق مادرانی هستم که چون تویی را در دامن خود پرورش دادند. من عاشق تو هستم که در وصیتنامه‌ات به جای تقسیم ارث، دفاع از ولایت فقیه را برایمان ترسیم کردی. سردار! من عمار نیستم اما طلحه و زبیر برایم کامنت‌های تهدیدآمیز گذاشته‌اند و من در نبود تو و باکری، در خط مقدم اینترنت تنها مانده‌ام. گلوله‌های گوگل به جان قلم من افتاده‌اند و هکرهای خداجو می‌خواهند آرمان‌ مرا هک کنند. وصیتنامه‌ات را بفرست سردار!...



برای مطالعه ی متن کامل این دلنوشته کلیک کنید
طبقه بندی: مقالات، عکس، وبلاگنویسان، پیامک،
دنبالک ها: منبع،
ارسال در تاریخ شنبه 26 دی 1388 توسط یک تنها
حماسه عشق امام سجاد

من آن حماسه عشق و عقیده را دیدم

جهاد اکبر در خون طپیده را دیدم

من آن سلاله عشقم که از درون حرم

نبرد قاسم هجران کشیده را دیدم

به روی دست پدر ظهر روز عاشورا

گلوی اصغر از هم دریده را دیدم




طبقه بندی: مقالات، عکس، وبلاگنویسان، پیامک،
برچسب ها: عشق، حماسه، حماسه عشق، امام سجاد، قبرستان بقیع، جهاد اکبر، سلاله عشقم، درون حرم، قاسم، ظهر روز عاشورا، گلوی اصغر،
ارسال در تاریخ دوشنبه 21 دی 1388 توسط یک تنها
زمزمه بندگی
قافله عمر
ای قافله عمر به کجا چنین شتابان !
معبودا ! خود نیز نمی دانم که با این بار گناه ، با این توشه ناچیز راه کدام وادی و سرزمین در پیش دارم . و مرا چه شده است که از یاد تو  این چنین غافلم ، و سرگشته و حیران این صحرای ناکجا آباد. وای بر من که این نفس سرکش سوار بر من و مهار افسار من در دست در این میدان غفلت می تازاند و این روح و جسم و تن خسته و رنجور از گناه مرا یارای مقابله با او نیست . خدایا ! تا کی و کجا بدین حال و روز بهار عمر را به خزان تیره و تار مبدل خواهم ساخت. به یاد عارفی که فرمود : خدایا از زیادتی گناه و از کثرت معاصی نه حال ماندن دارم و نه روی رفتن . هر چند که مرا لیاقت مقایسه با چنین بنده ای نیست ولی با شنیدن این جمله و دیدن حال و روز خویش تن خاکی و رنجورم از وجود روح خالی گشت.
الهی ! خاک وجود مرا سرشتی و از روح خدائیی خویش در آن دمیدی و در بهشت جایم دادی . ولی این من (انسان – آدم ابوالبشر) بودم که نخواستم تا بهشت برین جایگاهم باشد و تو نیز ناچار گشتی تا به عقوبت خطایم مرا در زمین ساکنم گردانی . و آن هنگام که من (آدم) از عرش به فرش و از افلاک به خاک هبوط نمودم . متعهد گشتم تا سرور مخلوقات زمین باشم و رسالت کبیر خلیفه اللهی را بر دوشم بنهادی تا اشرف انواع کائنات و افضل طوایف ممکنات باشم . با این همه در این دنیای فانی و در این گذرگاه چند روزه از برای نوع انسان مراتبی است چند ، نازلترین حد انسانیت فروتر از چهار پایان بودن و منتهای انسانیت برتر از اقلیم فرشتگان بودن است. که در حق اولشان فرمودی :"ان هم الا کالانعام بل هم اضل سبیلا" یعنی نیستند ایشان مگر مانند چهارپایان ، بلکه پست تر و گمراه تر ." و در شان آخرشان فرمودی "لولاک لما خلقت الافلاک" یعنی " اگر تو نبودی آسمان ها را خلق نمی کردم . " و هر کس نیز خود بهتر می داند که از اهالی کدام مرتبه و مقام است.
پس بار خدایا ناله ام بشنو و به نوای دل گداخته ام عنایتی فرما.
بار الها ! یار و یاور و راهنمایم باش تا مراقبت از احوال خویشتن نمایم و نظری در اعمال و افعال خود افکنم.
بار الها! یار و یاور و راهنمایم باش تا مراقبت از احوال خویشتن نمایم و نظری در اعمال و افعال خود افکنم و صفحه دل را گشوده و به دیده بصیرت در آن بنگرم. و به واسطه مشاهده کثرت سیاهی و تاریکی و سنگی و سختی دل که تو آفریده بودی تا جایگاه تلالو نور خدایی تو باشد بر روی زمین (اما افسوس که همت ننمودم تا آن را بپرورانم و با سستی و کاهلی و غفلت این موهبت عظیم را تبدیل به سنگ خارا و سیاهی نمودم.) خون بگرییم و مهیبی بر خود زنم و از خواب غفلت بیدار شده و دست از ضلالت و گمراهی بردارم و ره مستقیم جوییم یا اله العالمین ! با این حال آگاهم از حقیقت بناء عظیم و یقین دارم به روز حزین (معاد) و از این رو ترسانم از رسیدن انتهای عمر و زمان رحلت و کوچ از این سرای پندار و پرواز به سوی عالم بقا و قرار آن هنگام که دیگر باید دل از مشاغل دنیایی بشوییم و ریشه علایق خاطر را قطع نماییم و رو به سوی دیار ابدی نهیم . که معبودا ! چه لحظاتی است ، لحاظ پرواز به سوی معبود و به دیدار حق شتافتن.
مولای من! از یک سو ترسانم از اندکی توشه و سیاهی نامه اعمالم و از سوی دیگر امیدوارم به رحمت بی منتهایت . و ندایی از درون مرا به سوی خود می خواند که ای بنده هراسان مباش و بیم بر دل راه مده که لطف و مهربانی پروردگارت بر همه اسماء الحسنی ای او غلبه دارد. و مگر ای بنده این تو نبودی که هر روز بیشتر از 10 بار ایستاده بر برج و باروری بندگی خدا را به رحمانیت و رحیمیتش فرا می خواندی پس از چه رو بیم و هراس در دل داری من نیز به ندای درون گوش دل می سپارم و می گویم که خدایا دستم گیر ! هر چند هراسانم از خوف تو ، ولی راضی ام به لطف تو و راضی ام به رضای تو.
" یا ملجأ العاصین    یا اله العالمین "




طبقه بندی: مقالات، وبلاگنویسان، پیامک،
برچسب ها: ای قافله عمر به کجا چنین شتابان !، قافله عمر، خدا، ا...، الله، زمزمه بندگی، الهی،
ارسال در تاریخ جمعه 18 دی 1388 توسط یک تنها
خدا " لا یموت " است و انسان هم پیمانش ، حامل روحش و صاحب رسالتش و بالاخره جانشین او در این طبیعت معنی دار و مقدس که آینده قدرت و خردمندی و زیبایی خداست و پیکره ای زنده و خود آگاه ، که بر "سنت های خدا" می گردد و می روید و میپرورد و میزید و می زاید و در دل هر ذره خاک تیره اش ، آفتابی می تابد . آیندای پاک و وفادار از آیات یک روح ، یک شعور ، یک وجود ، که سرچشمه زاینده و تابنده "حیات" است و حرکت و زیبایی و آگاهی و ارزش و کمال و ... تمامی آنچه به جهان روح می بخشد و به بودن معنی و به انسان ارزش و به زندگی مسئولیت و به حرکت جهت ... و با خدائی آنچنان و در جهانی اینچنین انسان این " خداگونه" آزاد و آگاه و آفریننده ، که فرشتگان همه در پایش به سجود افتاده اند. و زمین و آسمان و هر چه در این میانه است مسخر اویند . که "حقیقت " و "زیبایی" و "خیر" را به نیروی "دانش" و "هنر" و " اخلاق" صید می کند که عظمت را می ستاید و ارزش ها را می پرستد و آزادی را می جوید و از جهان آگاهی به خودآگاهی و از آن به خدا آگاهی می رسد و آنگاه از روز مرگی به ابدیت و اکثریت به وحدت و از نبود ها به بودها و از دنائت گرایی دنیا در نگریستن و اندیشیدن و انتخاب کردن و رفتن و زیستن و بودن به دورنگری و بلندگرائی آخرت و از معاش به معادش و از شرک به توحید که در ترقی اسرائی تا مسجد الاقصای جهان و در تکامل " معراجی" تا "سدره المنتهای" تقرب (2 گزک مانده تا خدا و از آن هم نزدیکتر) می رود. که با روح خدا نفس می کشد و فطرت خدایی دارد و در برابر معروف و منکر از عشق و کین لبریز می شود و بر می شورد و خود آگاهی را به بیگانگی و تنهایی می کشاند و این دنیا را غربت می یابد و خویشتن خدائی خویش را در آن تبعیدی می یابد و آنگاه دغدغه غیب و جستجوی اصل و آرزوی وصل و بی تابی فرار و بیزاری از ماندن در آنچه هست و اشتیاق به آن نمی دانم کجایی ! که اینجا نیست ...

دکتر علی شریعتی ( کتاب خود سازی انقلابی)



طبقه بندی: مقالات، وبلاگنویسان، پیامک،
برچسب ها: دکتر علی شریعتی ( کتاب خود سازی انقلابی)، خدا " لا یموت " است، علی شریعتی،
ارسال در تاریخ جمعه 11 دی 1388 توسط یک تنها
امام حسین (ع) به جهان آمد تا در هر زمان و در هر مکان ، آتشفشانی بر ضد ظلم و جور و استکبار و جریان طاغوتی روشن کند و در هر محفلی یاد خدا و مکتب ناب پیامبران را در دلها شعله ور سازد ، بنابراین حسین (ع) مربوط به قرن اول اسلام نیست ، بلکه مربوط به همه قرون است بلکه بر فراز همه سالها – ماهها – روز ها – ساعتها و لحظه هاست . چرا که او در هدفش خلاصه می شود و هدف او نفی همه معبود های باطل و تثبیت معبود حق و خدای بی همتا و آئین پاک اوست ، نتیجه اینکه ، هرگز نباید حسین (ع) فراموش گردد و یاد او همواره باید احیاگر دین پاک محمدی (ص) و افشاگر و خاموش کننده شعله های فساد باشد.

یاد و نام امام حسین (ع) بر تارک همه زمانها و مکانها


روضه خوانی بسیاز زیبا از ایمان عزیززاده در ظهر عاشورا (با پسوند amr با حجم 1.02 مگابایت)
روضه خوانی بسیاز زیبا از ایمان عزیززاده در ظهر عاشورا (با پسوند mp3 با حجم 2.57 مگابایت) 


طبقه بندی: صوتی، مقالات، عکس، پیامک،
برچسب ها: یاد و نام امام حسین (ع) بر تارک همه زمانها و مکانها، یاد و نام امام حسین، تارک، همه زمان ها، عاشورا، تاسوعا، ایمان عزیز پور، روضه خوانی، آتشفشانی، ظلم و جور و استکبار، طاغوتی، باطل، احیاگر، افشاگر، فساد،
ارسال در تاریخ یکشنبه 6 دی 1388 توسط یک تنها
نظرات سبز علوی که به من روحیه ادامه کار رو میدن از همتون تشکر می کنم:
 
رهبرا ایا می دانید هنگامی که در نماز جمعه گفتید اندک ابرویی دارید وجان ناقصی جوانان ورهروان سرزمین ولایت خون گریستند. نمی دانم در این چند سال ولایت غصه هایتان رادر کدام سرزمین وبا کدام غروب گفته اید یا همانند جدتان سربر کداین چاه تنهایی فرو برده اید ودر کدامین دشت وسرزمینی از تنهایی و از ناجوانمردی اطرافیان سخن گفته اید.الهی به فدای تنهایی و غریبیتان
 
همه دشمنان این ملت و این سرزمین بدانند که تا ماسربازان خامنه ای جان در بدن داریم انها حتی فکر اسیب به ولایت فقیه را با خود به گور خواهند برد. ما همان نسل جوانیم که ثابت کردیم،در ره عشق جگردارتر از صد مردیم/هر زمان شور خمینی به سر افتاد ما را،همگی دور سر سید علی می گردیم.
 
اینم جمله دکتر شریعتی برای تمام نظراتی مخالف و متعصبانه که به وبلاگم دادند :

آنها فقط از «فهمیدن» تو می‌ترسند.
از «تن» تو هر چقدر هم که قوی باشد،ترسی ندارند. از گاو که گنده‌ تر نمی‌شوی، میدوشندت! از خر که قوی‌تر نمی‌شوی، بارت می‌کنند! از اسب که دونده‌ تر نمی‌شوی، سوارت می‌شوند!، اما آنها فقط از «فهمیدن» تو می‌ترسند...



طبقه بندی: مقالات، از دیدگاه ولایت، وبلاگنویسان، پیامک،
برچسب ها: فهمیدن، شریعتی، دکتر، مخالف، فتنه، معاند، متعصبانه،
ارسال در تاریخ یکشنبه 29 آذر 1388 توسط یک تنها
دکتر علی شریعتی: حسین بیشتر از آب تشنه لبیک بود. اما افسوس که به جای افکارش زخم‌های تنش را نشانمان دادند و بزرگترین درد او را بی‌آبی معرفی کردند.

کربلا امام حسین محرم عاشورا


برای دیدن اس ام اس های محرم اینجا کلیک کنید
طبقه بندی: پیامک،
برچسب ها: کربلا امام حسین محرم عاشورا، کربلا، امام، حسین، محرم، عاشورا،
ارسال در تاریخ جمعه 27 آذر 1388 توسط یک تنها


شیعه
باید آبها را گل كند
خط سوم را به خون كامل كند

خط سوم خط سرخ اولیاست
كربلا بارزترین منظور ماست

شیعه یعنی تشنه جام بلا
شیعگی یعنی قیام كربلا

شیعه یعنی بازتاب آسمان
بر سر نی جلوه ی رنگین كمان
 
از لب نی بشنوم صوت تو را
صوت « انی لا اری الموت» تو را

شیعه یعنی امتزاج ناز و نور
شیعه یعنی رأس خونین در تنور

شیعه یعنی هفت وادی اضطراب
شیعه یعنی تشنگی در شط آب 



طبقه بندی: پیامک،
برچسب ها: شیعه یعنی ...، شیعه، امام حسین،
ارسال در تاریخ پنجشنبه 26 آذر 1388 توسط یک تنها



توپ تانک اهانت، دیگر اثر ندارد

رقیب این احمدی، دیگر هنر ندارد

 توپ تانک اهانت، دیگر اثر ندارد

دولت فدای ملّت، ملّت پناه دولت


طبقه بندی: پیامک،
ارسال در تاریخ چهارشنبه 13 خرداد 1388 توسط یک تنها
احمدی نژاد - دولت یار - دولت مهراحمدی نژاد پر کارترین رئیس جمهور دنیا با :
300 ملاقات کاری
60 سفر استانی
65 سفر خارجی
بازدید از 32 کشور
20 ملاقات با دانشجویان
1000 سخنرانی
150 کنفرانس و نشست خبری
11 مصاحبه زنده داخلی
55 مصاحبه زنده خارجی




طبقه بندی: عکس، دستاوردهای دولت نهم، پیامک،
برچسب ها: احمدی نژاد پر کارترین رئیس جمهور دنیا، پر کار ترین رئیس جمهور دنیا، ملاقات کاری، سفر استانی، سفر خارجی، بازدید، ملاقات با دانشجویان، سخنرانی، کنفرانس و نشست خبری، مصاحبه زنده داخلی، مصاحبه زنده خارجی،
ارسال در تاریخ دوشنبه 11 خرداد 1388 توسط یک تنها
برهمگان عیان بود، خدمت احمدی‌نژاد
متفق است باعمل صحبت احمدی‌نژاد

همت اوخدایی است هم قسم رجایی است
یاور بی‌کسان بود دولت احمدی‌نژاد

مجری عدل حیدری، پیروخط رهبری
باشهدابود یقین، الفت احمدی‌نژاد

بنده حی لم یزل، مرد صداقت وعمل
متکی است برعلی، قدرت احمدی‌نژاد

درغم ماگریسته، ساده و ساده زیسته
سیره اولیا بود، سیرت احمدی‌نژاد

یارصفا و اتحاد، واقف علم اقتصاد
عزت این وطن بود، عزت احمدی‌نژاد

بهرخداست خدمتش، شیعه کندحمایتش
چشم امام روشن از، همت احمدی‌نژاد



طبقه بندی: پیامک،
برچسب ها: پیامک، اس ام اس،
ارسال در تاریخ یکشنبه 10 خرداد 1388 توسط یک تنها